احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

214

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

( شاهزاده نصرة اللّه ميرزا فرزند وجيه اللّه ميرزا سپهسالار برادرزاده عين الدوله سابقا ملقب به امير خان سردار و بعد امير اعظم بوده مدتى حكومت كرمان و چندى معاونت وزارت جنگ را به عهده داشته است ) پنجشنبه 30 سپتامبر 1915 قبل از ظهر مشير الدوله را در رستم‌آباد ملاقات كردم در باب مذاكرات دولت با متفقين گفت از قرارى كه اطلاع دارم پس از آنكه انگليسها تقاضاى خود را مبنى بر عزل مخبر السلطنه از ايالت فارس قبولاندند آنوقت از پذيرفتن خواهشهاى ايران استنكاف ورزيدند حتى در مسئله موراتوريوم باآنكه وعده داده بودند همراهى نكردند پرسيدم آيا راجع بمذاكرات مخفى با سفارتخانه‌هاى متفقين و عقد عهدنامه‌هاى سرى رئيس الوزراء با شما مشورت نموده است يا خير جواب داد مستوفى الممالك تاكنون با من شورى ننموده همينقدر معين الوزاره رئيس كابينه وزارت امور خارجه ( حسين علاء ) چند روز قبل از من سؤال ميكرد در اين مسائل مصلحت ايران چيست منهم جوابهاى كلى دادم بدون آنكه داخل در جزئيات شوم مشير الدوله از من پرسيد شاه را در ملاقات اخيرى كه كرديد نسبت بكابينه چگونه يافتيد گفتم اعليحضرت بشما بيش از عموم رجال معتقد است فقط اظهار داشت مشير الدوله زياده از اندازه جنبه ملى دارد و بمجلس بيشتر از من اهميت ميدهد . مشير الدوله گفت چون قانون اساسى تمام اختيارات را بمجلس داده وزراء مجبورند موافق نظريات پارلمان رفتار كنند چنان كه يكروز در حضور شاه گفتگو از نسخ قانون 23 جوزا بميان آمد اعليحضرت از من استعلام نمود عقيده شما در باب قانون مزبور چيست جواب دادم بعضى نواقص دارد ولى چون مجلس رأى داده چاره نيست شاه گفت من كه هنوز امضاء نكرده‌ام پاسخ دادم بااينكه امضاء نفرموده‌ايد چون مطابق قانون اساسى حق و تو نداريد البته امضاء خواهيد فرمود لابد اين بيانات بطبع شاه گران آمده و لكن من مكلف بودم حقيقت را بگويم . جمعه اول اكتبر 1915 - بيستم ذى القعده 1333 قمرى شاه دستور رفع توقيف روزنامه نوبهار را در نتيجه عريضه ملك الشعراء صادر نمود تأثير اشعار ذيل موجب تصميم ملوكانه گرديد : نوبهار جمعه بيستم ذى القعده 1333 - غرهء اكتبر 1915 اين قطعه را بانضمام عريضه جداگانه عصر روز دوشنبه گذشته بحضور اعليحضرت اقدس همايونى تقديم داشته و شب بعد دستخط انتشار نوبهار را بر بالاى عريضه خويش قرائت نمودم . پادشاها همى نگوئى هيچ * نامهء نغز نوبهار كجاست آنكه ميداد مدح خسرو را * در همه گيتى انتشار كجاست آنكه با مهر شاه گيتى داشت * بر همه گيتى افتخار كجاست آنكه از دشمنان شاه نخواست * زرو نفروخت اعتبار كجاست آنكه در پيشگاه ملت و ملك * داشت جان از پى نثار كجاست آنكه با دشمنان دولت و دين * داشت پيوسته كارزار كجاست آنكه درد هر زن طبيعت داشت * خوى مردان نامدار كجاست زينهارش قضا نداد و كسى * كز قضا جسته زينهار كجاست تيره‌بختى بدادخواهى گفت * عدل سلطان كامكار كجاست گنه او گرفت دامن من * همچو من كس گناهكار كجاست شهريارا ! ستم شده است به من * رأفت شاه تاجدار كجاست گيرم اينجرم از من است آخر * عفو و اغماض شهريار كجاست ؟ ( م بهار )